مرتضى مطهرى
470
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است كسى كه منكر شرايع و نبوات باشد ، دربارهء امامت حساسيتى ندارد . بعيد نيست همچنانكه بعضى گفتهاند « 1 » رازى تا حدودى طرز تفكر شيعى امامى داشته است و همهء مفكّرانى كه اين گونه طرز تفكر داشتهاند ، از طرف دشمنان شيعهء اماميه متهم به كفر و زندقه مىشدند . گذشته از همهء اينها استدلالى كه از رازى در انكار نبوت نقل شده ، آنقدر سست و ضعيف است كه از مفكّرى مانند رازى بسيار بعيد است ، از قبيل اين كه اگر مىبايست مردم هدايت شوند چرا همهء مردم پيامبر نيستند ؟ ! . آنچه مىتوان گفت اين است كه رازى اشتباهات و انحرافاتى داشته است ، ولى نه در حد انكار نبوات و شرايع ؛ دشمنان او كه سخنان او را نقل كردهاند به او چنين چهرهاى دادهاند و اصل سخن رازى هم كه در دست نيست . ما در عصر خود كتابهايى ديدهايم كه خالى از اشتباهات و انحرافاتى نيستند ، ولى مخالفان آن كتابها چنان چهرهاى به آن كتابها دادهاند كه اگر كسى اصل آن كتابها را نديده باشد باور نمىكند كه اين رسالات و مقالات در رد چنان كتابى باشد . رازى دو دسته مخالف داشته است : مخالفانى كه بر آراء فلسفى او رد نوشتهاند مانند فارابى و شهيد بلخى و ابن هيثم و بعضى ديگر ، و مخالفانى كه بر آراء مذهبى او رد نوشتهاند . تنها اين گروه كه همان اسماعيلياناند و تاريخ ، خود آنها را « ملاحده » مىخواند ، چهرهء « الحاد » به رازى در تاريخ دادهاند و ديگران را هم تا حدى تحت تأثير قرار دادهاند . اخيراً ملاحدهء عصر ما به نحوى ديگر در تأييد ملاحدهء اسماعيلى چهرهء الحادى به رازى مىدهند ، ولى نه به منظور بلاتوجيه ساختن رازى بلكه به منظور توجيه كردن خودشان . مطلبى ديگر كه بايد ناگفته نماند اين است كه رازى عليرغم نبوغ و تخصص در طب ، در انديشههاى فلسفى توانا نبوده است . مىتوان به ابن سينا حق داد كه در پاسخ به پرسشهاى ابوريحان بيرونى ، رازى را « المتكلف الفضولى المتكلم بما لايعنيه » مىخواند . 2 . ابوالحسين شهيد بن الحسين البلخى . هم حكيم بود و هم شاعر . به عربى و فارسى شعر مىسروده و از قديميترين شاعران زبان فارسى به شمار مىآيد .
--> ( 1 ) . فلاسفهء شيعه .